از بلاگ تا کربلا
 
وبلاگستانی آباد با رای به وبلاگ کشکول!!
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: وبلاگستان ، چهره89 ، کشکول ، رای

یکم- امسال کار جالبی با همکاری بچه‌های وبلاگ‌نیوز با عنوان چهره‌ی 89 راه اندازی شده که جای تبریک و صد البته حمایت دارد. ذکر این نکته ضروری است که حسن میثمی را از دوران طفولیتش (هرچند الان هم در همان ایام به سر می‌برد) می‌شناسم؛ از همان دوران در هنگام بازی یه‌قل دو قل بسیار متقلب بود و شک نداشته باشید سر این جشنواره نیز همین کار را خواهد کرد. بنابراین هرچند از همه شما می‌خواهم به من رای بدهید اما از همین جا اعلام می‌کنم تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد.

دوم- رنگ انتخاباتی خودم را رنگ سیاه اعلام می‌کنم. پس بدانید و آگاه باشید که هر کس وبلاگش را با فونت سیاه به روز می‌کند بدون شک از طرفداران پر و پاقرص من بوده و اگر من برگزیده نشدم قطعا تقلب شده است.

سوم- من کلا رهبر آسان‌گیری هستم. پس از اعلام نتایج آرا و زمانی که مشخص شد من هیچ رتبه‌ای نیاوردم، برای آتش زدن سطل‌های زباله به خودتان زحمت بیرون آمدن از خانه را ندهید و از همان داخل منزل با کلنجار رفتن با Recycle Bin (سطل بازیافت) ویندوزتان اعتراضات خودتان را نشان دهید.

چهارم- اگر قرار است به کشکول رای بدهید ترجیحاً در هنگام رای دادن استان را قم  انتخاب کنید چون وبلاگ برتر در سطح ملی برای از ما بهتران است.  ضمناً ما که بخیل نیستیم آن چهار نفر دیگر را هم  زهرا، آهستان، دل‌نها، هابیل و ساما نتخاب کنید.

پنجم- هرچند معظم‌له نیازی به تبلیغ ندارد اما برای اینکه بدانید چرا باید به کشکول رای دهید لیستی از افتخارات این وبلاگ و نویسنده‌ی بزرگوار آن را برایتان به تحریر در می‌آورم تا انتخابتان مطمئن‌تر باشد.

افتخارات نویسنده وبلاگ:

1- یه بار امید حسینی (آهستان) من رو با موتور تا دم خونمون رسوند.

2- دیدن دکتر احمدی نژاد از فاصله 5 سانتی و سلام کردن به او.

3- صحبت کردن با کامران نجف زاده از پشت تلفن.

4- یه بار علیرضا شیرازی (مدیر بلاگفا) بهم گفت چطوری گوگولی.

5- از بچگی تا حالا حداقل صد بار آمپول زدم و حتی گریه هم نکردم.

6- یه بار معلم کلاس دوم بهم گفت گاو از تو بیشتر می فهمه و من اون موقع احساس غرور خاصی داشتم که لازم می‌دونم جز افتخاراتم اعلام کنم.

7-  یه بار تو نمایشگاه کتاب یه کتاب رمان خریدم و بعد خانوم مهربونه گفت من نویسنده اش هستم و بعد اسمم رو پرسید و صفحه اول کتاب نوشت برای حامد عزیزم!

8- یه بار که رفته بودم تهران تو مترو صندلی گیرم اومد.

9- تو حکمی که چند روز پیش به نامم زدن نوشته جناب آقای محمدحامد احسانبخش (زیدعزه)؛ البته من دقیقا نمیدونم این زیدعزه فحشه یا حرف خوبیه؟ ولی حس خوبی بهش دارم.

10- علیرغم شنیدن توهین و فحش‌های ناجوانمردانه هنوز لذت خوردن آب از لب شیشه را ترک نکردم.

11- یه بار تو راهپیمایی از یکی مصاحبه می‌کردن، بعد منم پشت سر اون وایساده بودم ولی خودم رو کنترل کردم و واسه دوربین دست تکون ندادم.

12- مدیر پارسی‌بلاگ منو به نام کوچیک صدا می‌زنه و حتی چند تا دختر هم واسه ازدواجم پیدا کرده.

13- یه عکس دو نفره با دکتر حداد عادل دارم. البته الان که دارم نگاش می‌کنم انگار از دو نفر یه کم بیشتر بودیم. خب شاید بقیه، محافظاشن.

14- دست دادن با ابطحی.

15- حضور 1000 نفر در لیست یاهو مسنجر و 600 نفر در لیست جی‌میل.

16- حضور در همایشی که اجرای اون رو جواد خیابانی به عهده داشت.


افتخارات وبلاگ کشکول:

1- شیخ‌بهایی صدها سال پیش با پیشگویی در مورد این وبلاگ این طور گفته:

دلم از قال و قیل گشته ملول     ای خوشا خرقه و خوشا کشکول      

2- سال 83 عموپورنگ چند تا کامنت واسه کشکول گذاشته و حتی تولد کشکول رو هم تبریک گفته.

3- لینک شدن در وبلاگ مرحوم حسین درخشان.

4- مدیران پرشین‌بلاگ، بلاگفا، پارسی‌بلاگ، میهن‌بلاگ، بلاگ‌اسکای تا حالا چند باری واسه کشکول کامنت گذاشتند.

5- به روز کردن کشکول از سه کشور لبنان، سوریه، مالزی و تا چند وقت دیگه عربستان!

6- یه بار یه پستی نوشتم که بیش از 600 کامنت داشت که از این تعداد، 483تای اون فحشای کاف‌داره! هیچ کدومش هم پاک نکردم.

وبلاگستانی آباد با رای به وبلاگ کشکول؛ یعنی هووووووق!


 
تولدت مبارک
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۳ امرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: کشکول ، تولد ، پنج سالگی

 

یک ‌سال
دو سال
سه سال
چهار سال
پنج سال

 

کشکول جان!
هم‌دم و همراه همیشگی من
تولدت مبارک.

 

افاضات التهیه:

1- دعای پدرانه در حق کشکول: الهی به خاطر پنج سال محبتی که در حقم کردی، هیچ‌وقت سوار هواپیما نشی.

2- دقیقا دیروز که تولد کشکول بود از اینترنت محروم بودم. می‌بینی تو رو خدا؟

3- می‌خواهیم کم‌کم کشکول رو زنش بدیم. حسابی بچه‌ام بزرگ شده.  از وبلاگهایی که برای این امر رضایت دارند برای ثبت نام دعوت به عمل میاد.

4- نمی‌دونم من برای کشکول 5 سال از عمرم گذاشتم یا اون برای من 5 سال از عمرش رو گذاشت. فکر کنم گزینه دوم