از بلاگ تا کربلا
 
فرهنگستان يا خندستان!
ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢ شهریور ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

سلام .گفتين مبارکه؟ پارسال وقتی آمار بازديد کنندگان به هزار نفر رسيد جشن هزارمين بازديد کننده رو گرفتيم .امسال يه صفر به اون آمار اضافه شد به همين مناسبت هم يه تغيير و تحولی داديم و قالب رو عوض کرديم.چطوره؟اونجوری نگاش نکن چشم ميخوره ها.

در ضمن اين قالب رو آقا جواد برا ما طراحی کردن .ما که نتونستيم درست و حسابی ازش تشکر کنيم .ولی ميتونم ساده بگم که جواد واقعا ممنون در ضمن اگه پيشنهادی دارين زود بياين اطلاع بدين.

بعد اينکه ،آغاز هفته ی دولت مبارکه .اميدوارم دولت جديد بتونه به حرفايی که ميزنه عمل کنه.و ايرانمون را پايدار تر از قبل بسازه.خوب بريم سر بحثمون:

نور تاب ، کالا برگ،کش لقمه،بالگرد،پايانه،رايانه و......حتما اين ها رو تا حالا زياد شنيدی .ولی هيچ وقت راجع بهش فکرم کردی ؟

فرهنگستان زبان و ادب فارسی معتقده که نبايد از واژه های قرضی استفاده کرد.بايد همه ی کلمات کاملا فارسی باشه .ولی بعضی از واژه های دخيل زبان فارسی يه جورايی تو زبان فارسی حق آب وگل دارند و ماهيت فارسی پيدا کردند.تا اون جايی که جايگزين کردن اون خيلی سخته .ولی بعضی چيزا هست که به خاطر مخترعش يا محل کشفش نام گذاری شده .مثل خيلی سبک ها که به اسم به وجود آورنده ی اون نام گرفته.پس قاعدتا بايد به همين اسم هم رواج پيدا کنه .تا همه بدونن که از چه مليتی هست .مثلا همين پيتزا ، وقتی ايتاليايی ها اينو اختراع کردن با اين اسم معرفيش کردن .البته ما ها شايد يه کم تغييرش داده باشيم .حالا اومديم اسمشو گذاشتيم کش لقمه .بله هم کلمه ی فارسی هست، هم تداعی ميکنه که يه غذايی هست که کش مياد .

ولی فرض کن پاشی بری اروپا .بعد ببينی تو يه رستورانی که غذای مليت های ديگرو داره ،تو منوی غذاها کباب مارو گوشت چرخ کرده ی کبابی اسم گذاشته باشن .چرا ،چون نبايد از زبان بيگانه چيزی وارد شه!!!!خداييش چه حالی بهت دست ميده؟؟ يا اينکه اسمتو معنی کنن به زبون خودشون و اونجوری صدات کنن!به نظر من اسم بعضی چيز ها هست که قشنگيش به اينه که عوض نشه .ولی خوب خيلی اسم ها هم هستند که من بيشتر می پسندم مثل کالا برگ.چون اين متعلق به هيچ مليتی نيست .همه کالا برگ دارن .حالا ما دوست داريم اينجوری اسمشو بزاريم .بايد اسمی که انتخاب ميشه هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ روانشناسی کلمه، به اون چيز بخوره .

اما فرهنگ سازی هم نيازه .ميبينی که امروزه ديگه کسی از لغات نظميه،آجان،عدليه و هزاران لغت ديگه ، ديگه استفاده نميکنه .ولی يه کلماتی مثل خالی بندی ،تابلو،ضابلو،سه شدن ، دو در و ... خيلی استفاده ميشه و جا افتاده .اين جا افتادن کلمات که خيلی مواقع ميتونه غلط هم باشه بستگی به رسانه ها داره .

يه استاد داشتيم يه بار داشت تعريف ميکرد که پسر من هيچ وقت دورغ نميگه .ميگفت يه بار که ازش شنيدم يه هو با تعجب گفتم دورغ!گفت دوروغ نگفتم که خالی بستم!

ولی به نظرم يه کم هم بايد بيشتر رو اين مقوله فکر بشه .به قول يکی از بچه ها که مسخره ميکرد و ميگفت من مرده ی اين اسمام از اين به بعد بايد به جای کروات بگيم دراز آويز زينتی!

به هر حال عوض کردن هر فرهنگی هم زمان ميبره هم انرژی که جای تبليغاتم نباید از ياد برد

و حرف آخر اينکه :يکی از دوستای بسيار خوبم يه کم کسالت داره .دلم ميخواد همتون براش از ته دلاتون دعا کنين .اگه ميتونين حتی شده يه دعای کوچيک بخونين.

و يه صلوات برا سلامتيش:اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم