از بلاگ تا کربلا
 
واقعه ای بس عظيم در پيش است بشتابيد ،بشتابيد
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

شیپور ها را بدميد.دو دو رو دو دو دو!دو دو رو دود دو دو!بر طبل ها بکوبيد که حادثه ای بس عظيم در پيش است!

چه  حادثه ای؟ عظيم  واقعه ای است اين واقعه!۲ مرداد مصادف با تولد يک سالگی کشکولمان بيدندی و همگان را به اين جشن و سرور بزرگ دعوت کردندی و گفتندی بگويم که از چند روز قبل خود را آماده کردندی و کادو خريداری کردندی(خوبه سر ماهه)و از انواع جامه های الوان و زيبا پوشيدندی و به محفل ما قدم رنجه نهادندی وموجب خوشحالی و ذوق ما شدندی. برای اشخاصی که اين کودک را نشناختندی اينگونه در تاريخ کشکولی نقل شدندی:

۲ مرداد به سال يک هزار و سيصد و هشتاد و سه هجری شمسی در يک بعد از ظهر زيباپدرش ابو حامد اراده کردندی که اين کودک به وجود آيندی و او را کشکول نام نهادندی تا از هر آنچه دستش رسيدندی به اين کودک آموزش دهندی و تک بعدی بار نياوردندی!

در احوالات پدرش ابو حامد اينگونه آورده اند که جوانی رايانه پيشه از عرفا و ادبای معاصر ،که در مسائل سياسی زمان خودش بی نظير بود و در انواع متون ادبی قلم ميزدندی.تحصيلات دوره ی  ابتدايی و متوسطه را در ايران تمام کرد و سپس به ايران رفتندی و تحصيلات عالی خود را ادامه دادندی.اندر صورت و سيرت او همين بس که موجب غش و ضعف بسياری گشنتندی و چه بسيار در اين راه جان باختندی!

و اينگونه مسئوليت نگه داری و پرورش کشکول بر دوش ابو حامد نهاده شد و او نيز اين وظيفه را به نحو احسن انجام دادندی و هيچ کم و کاستی نداشتندی .در ۵ ماه اول تولد اين کودک اينگونه آوردندی که ابو حامد از انواع جامه های سياه و بد رنگ به او پوشانندی تا جايی که نگاه کردن به او رنجش چشم را فراهم کردندی اما کم کم عرصه به  ابو حامد تنگ گرديد تا جايی  که ترجيح ميداد اين کودک را به پرورشگاه سپردندی و خود دنبال کسب و کار رفتندی اما ستاره ی اقبال کشکول چيز ديگری را رقم زدندی . کشکول ۵ ماهه بيدندی که ابو حامد با مهشيد گل بانو آشنا شدندی و او دست ياری به سوی ابوحامد دراز کردندی و خانه و کاشانه ی خود(مهشيد سافت) را رها کردندی و ماهی يک بار به آنجا سر زدندی . و در طول ماه وقت خود را با اين کودک گذراندندی تا در رشد و پرورش او مشکلی ايجاد نشوندی .با حضور او لباسهای کشکول به لباسهايی الوان تبديل گشتيدندی تا جايی که لباسهايش منحصر به فرد شدندی و در سراسر سيستان و گرجستان و خاور دور هيچ کس نظير آن را نداشتندی!

در احوالات مهشيد گل بانو نوشته اند که جوانی کنکور پيشه که تا ابد با کنکور قرار داد بستندی و قسم ياد کردندی که هيچ وقت همديگر را تنها نگذاردندی و اينگونه نقل کرده اند که در زمان تولد کشکول او در بزم عروسی خواهرش(ميترا خاتون) مشغول شادی و طرب بيدندی و روحش هم خبر نداشتندی که در ۵ ماه بعد چه عظيم مسئوليتی به او واگذار خواهد گرديد

در احوالات دوستان اين کودک که با نام بچه مثبت ها نام گرفتندی اينگونه بايد گفت که پدرش ابو حامد تک تک آ ن ها را از انواع هفت خان های رستم گذراندندی و هنگامی که صلاحيت آن ها تاييد گشتندی به کشکول اجازه ی دوستی با آن ها را دادندی!

تا کنون قريب به ۹۰۰۰ نفر از تمام سرزمين های شرقی و حتی خاور دور برای ديدن او آمدندی و اين آمار موجب توجه همگان شدندی!و اينگونه بود که کشکول پا به عرصه ی وجود نهادندی و اين يک سال را با موفقيت پشت سر گذاشتندی.

نکته:در آخر نيز اينگونه بايد گفت : از انواع پيش کش هايی که قصد کردندی که برای اين کودک بياوردندی را تا ۱ مرداد به ما بفرستندی (نگی نگفتی ها، بفرست تا پشيمون نشدی!)

ما برای شما بر نامه ی ويژه ای داريم(دينگ دينگ) ۲ مرداد يادتون نره !