از بلاگ تا کربلا
 
آخ که من ميميرم واسه مشکلات!
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

سلام سلام .احوالات؟ببخشيد يه کم گرفتاريم کم بهتون سر ميزنيم .ولي حتما مي يايم.اين مطلبو همه شنيدين ميدونم .ولي برام جالبه بازم بنويسمش.آخه هيچ وقت خودم از اين بعد بهش نگاه نکرده بودم.اينکه آغاز مشکلات پريدن تو بغلشه!

رو توي يك ساحل و كنار دريا !!! توي دقايق زندگيش كه توي خواب ميديد هميشه دو ردپا روي ساحل و كنار دريا بود ! يكي ردپاي خودش و يكي ردپاي خدا ، اما توي اين مسير بعضي جاها فقط يك ردپا بود و بعد از فاصله اي ردپاها دوباره دوتا ميشد ! اون قسمتهايي كه ردپا يكي بود مربوط بود به سخت ترين و عذاب آْورترين روزهاي زندگيش !!

از خداي خودش عصباني شد ، گفت تو مگه نميگي هميشه و توي همه لحظات در كنار من هستي ؟؟؟ مگه نميگي هيچ وقت تنهات نميذارم ؟؟؟ پس چرا توي اين مسير زندگي من ، توي اون  شرايط سخت و اوقات بيچارگي و بدبختي فقط يك ردپا هست ؟؟؟

يك دفعه از آسمون صدايي بلند شد ! آره صداي خود خود خدا بود ! بهش گفت اي مرد ، من هميشه و همه جا باهات هستم و تنهات نميذارم ! اونجاها كه ميبيني فقط يك ردپا هست اون ردپاي منه كه تو رو توي بغلم گرفتم و دارم توي مسير زندگي به جلو ميبرمت !!!!!!!يه روز يك مرد توي خواب تمام طول زندگيش رو ميبينه ! تمام اتفاقات و وقايع ! همشون رو توي يك ساحل و كنار دريا !!! توي دقايق زندگيش كه توي خواب ميديد هميشه دو ردپا روي ساحل و كنار دريا بود ! يكي ردپاي خودش و يكي ردپاي خدا ، اما توي اين مسير بعضي جاها فقط يك ردپا بود و بعد از فاصله اي ردپاها دوباره دوتا ميشد ! اون قسمتهايي كه ردپا يكي بود مربوط بود به سخت ترين و عذاب آْورترين روزهاي زندگيش !!

از خداي خودش عصباني شد ، گفت تو مگه نميگي هميشه و توي همه لحظات در كنار من هستي ؟؟؟ مگه نميگي هيچ وقت تنهات نميذارم ؟؟؟ پس چرا توي اين مسير زندگي من ، توي اون  شرايط سخت و اوقات بيچارگي و بدبختي فقط يك ردپا هست ؟؟؟

يك دفعه از آسمون صدايي بلند شد ! آره صداي خود خود خدا بود ! بهش گفت اي مرد ، من هميشه و همه جا باهات هستم و تنهات نميذارم ! اونجاها كه ميبيني فقط يك ردپا هست اون ردپاي منه كه تو رو توي بغلم گرفتم و دارم توي مسير زندگي به جلو ميبرمت !!!!!!!

هيچ وقت شده حس کني تو بغلشي؟هميشه وقتي مشکلي برامون پيش ميادوقتي يه کم شدت ميگيره ميگيم نه بابا تو مارو فراموش کردي!.ولي وقتي دقيق نگاه کنيم ميبينيم با اينکه تو بغلشيم ولي يه کاري ميکنه که مزه ي سختي هارم بچشيم.اينجوري نباشه که حس نکنيم الان تو مشکلاتيم .ولي اکثرمون دوست داريم زودتر بيايم پايين و کنارش راه بريم.گرچه از نظر  من خدا پشت ‌آدم مياد که هميشه حمايتت کنه،که بهش تکيه بدي،که هميشه مراقبت باشه ولي مهم اينه که خدا هميشه هست همه جا،به قول سهراب:

وخدايي که در اين نزديکي است.....لاي اين شب بوها ،پاي آن کاج بلند..