از بلاگ تا کربلا
 
اعتراضی که نباید اینگونه صورت می‌گرفت
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ خرداد ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سیدحسن خمینی ، حرم ، امام خمینی

به دور از گرایشات سیاسی، از سیدحسن خمینی خوشم می‌آید؛ خوش‌اخلاق و خوش‌مشرب است. البته به نظر می‌رسد این‌چنین باشد چون من تنها یکی دو بار او را دیده‌ام.

دیروز که به طور زنده شاهد پخش مستقیم مراسم سالگرد امام از حرم مطهر بودم، وقتی دیدم  مردم با شعارهایشان نگذاشتند سیدحسن صحبت کند، ناراحت شدم. حتی از اینکه می‌بینم او را سید حسن مصطفوی خطاب می‌کنند هم ناراحت می‌شوم. مثل این می‌ماند که بگوییم  آن «خامنه‌ای» که انتهای فامیل میرحسین است را حذف کنید چون آن کلمه انتهای نام‌خانوادگی رهبری هم هست و این دو را به هم پیوند می‌دهد!

سیدحسن محکوم است به سکوت در برابر اقدامات سران فتنه؛ سیدحسن محکوم است به نشستن در کنار سران فتنه بر سر یک میز؛ سید حسن محکوم است به سکوت در برابر تحریف و تفسیر به رای نظرات امام از سوی چپ و راست. اما جای این اعتراضات در کنار مرقد امام و در برابر رهبر و رئیس جمهور و در یک مراسم رسمی نبود؛ آن هم پس از این همه خواهش سیدحسن و حتی نام بردن از نام حضرت قائم.

دیروز که این صحنه را دیدم دو صحنه -که شاید از نظر شما کاملا بی‌ربط باشد- برایم تداعی شد.

یکی سخنرانی آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا بود که هرچند اکثر جمعیت حاضر در سالن را مخالفان وی تشکیل می‌دادند اما حداقل رئیس جمهور توانست به راحتی به سخنرانی خود ادامه دهد.

دومی هم نمازجمعه سال 63 بود که رهبری در حال ایراد خطبه بودند که ناگاه بمبی در میان مردم منفجر شد. ایشان لحظاتی را سکوت کردند و سپس با همان تن صدای محکم و کوبنده به ادامه‌ی سخنان خود پرداختند طوری که انگار هیچ اتفاقی صورت نگرفته و همین امر هم سبب شد مردم با طمانینه و بدون اینکه از جای خود تکان بخورند به ادامه نمازجمعه توجه کنند. این هم از بی‌تجربگی سیدحسن‌آقا بود که نتوانست به سخنان خود ادامه دهد.

البته این اخری را از تلویزیون دیده‌ام. خودم که سنم به این چیزها قد نمی‌دهد.