از بلاگ تا کربلا
 
 
ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱٤ خرداد ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

سلام

چرا خدا هميشه بچه های خوب را از آدم می گيره .

چرا من الان اينجا هستم .

چرا من با مجيد (بهترين دوست و همسايه ی قديمی که از بچگی با هم بوديم ) نرفتم تهران (مرقد امام ) .

چرا من تصادف نکردم .

چرا مجيد فوت کرد .

يه جورايی الان شوکه هستم . هنوز باورم نمی شه .

يه ساعت ديگه تشييع جنازه است .

دوستی که ديروز اومد پيشم که بريم تهران الان بايد بذارمش روی شونه هام .

خيلی سخته .

فاتحه يادتون نره .