از بلاگ تا کربلا
 
ثبت نام از متقاضيان!
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

سلام .حتما تعجب ميکنی از اينکه من اينجام.آره من مهشيدم.هميشه از اينکه اينجا بنويسم تفره ميرم.هميشه حامد بايد ميزد تو سرم تا بيام وآپ کنم.بيشتر دوست داشتم نقش پشتيبانی داشته باشم.اون اوايل کارمون راجع به همه چيز وبلاگ رنگش ،طرحش و... من نظر ميدادم و حامد رو مجبور ميکردم که اجرا کنه.ولی هميشه از اينکه خودم بيام تو ميدون ميترسيدم وميترسم.

اون اوايل کارمون هميشه منو تو کار انجام شده قرار ميداد.ميگفت به من چه مهشيد هرچی شده بنويس.. هرچی!!!اون اوايل هميشه مطلب های کپی پيست ميزدم.چون فکر ميکردم اونی که ديگران مينويسن بهتره!!!گرچه الانم همين کارو ترجيح ميدم.ولی خوب حامد هميشه به من بها ميده.يادمه اولين مطلبی که نوشتم يه کپی پيست بود که عنوان نداشت ولی حامد سريع رفت وجای عنوان نوشت اولين شاهکاره مهشيد! يا اينکه سر موضوع وجود من با خيلی ها بحثش شد و اینو ميتونم به جرات بگم که هيچ کدوم از دختر هايی که قبل از اومدن من اينجا ميومدن ديگه نميان.ای کاش ميفهميدم تقصير من چی بود اين وسط که گذاشتن رفتن و ديگه برنگشتن.

ميدونی نوشتن تو وبلاگی که مال يکی ديگه هست خيلی سخته .چون همش فکر ميکنی نکنه بد بشه ،.نکنه راجع به اون بد فکر کنن،.نکنه از ابهت وبلاگ چيزی کم بشه.ميدونم تا حالا تجربه نکردی حتما پيش خودت ميگی.....عيب نداره بگو. خيلی دلتنگم .احساس میکنم کلی حرف دارم که دلم ميخواد داد بزنم و بگم ولی نميتونم.تا حالا شده تو زندگيت احساس کنی تو يه باتلاقی که هرچی توش دست وپا ميزنی خودتو نجات بدی بيشتر فرو ميری .تا حالا شده احساس کنی انجام شدن يا نشدن يه کار، کاری که از نظر تو مفت نمی ارزه ولی از نظر ديگران خيلی مهمه، به تمام زندگيت بستگی داره ،تا حالا شده فکر کنی عزيزترين کسای زندگيتو سر هيچ وپوچ داری از دست ميدی.

نميدونم شايد نزديکی به کنکور باعث شده تا من اينجوری بشم..کنکوری که قبول شدن يا نشدن توش برا من يکيه ولی برا خانوادم ......کنکور يه بهانست برا ننوشتن تو وبلاگ.اينجوری راحت ترم.هميشه خودمو سرزنش ميکنم از اينکه وجود من اينجا باعث شد حامد خيلی چيزاشو از دست بده .شايد دوست های وبلاگيش کمترين باشه که واستون مثال زدم.من ممکنه در هفته ۱۰ ـ۲۰ ساعت کانکت باشم ولی ترجيح ميدم به مطلب نويسی نگذره!يعنی همش دنبال  يه بهونه بودم برا ننوشتن ،کنکور خوب بهونه ای بود.قبول بشو هم نيستم .بحث اميد داشتن يا نداشتن هم نيست.چون خودم ميدونم چقدر خوندم و چه کردم.چون کنکور قبول شدن برا من يه هدف نيست. برا همين براش انگيزه هم ندارم.تو اين مدت هم اصلا درس نخوندم. .اينو گفتم که رو اين حساب نکنين ۱۱، تير پاشين بياين اينجا بگين مهشيد، خوب ديگه کنکور تموم شد ديگه بنويس.به هر حال شايد اين يه دلتنگيه دوره ايه.ديگه بعد از اين تکليفم رو با خودم معلوم ميکنم يا مثل پارسال ميام وبا انرژی هرچه بيشتر اينجا کار ميکنم (منظورم جارو کشی و ايناست)يا ميرم و ديگه بر نميگردم.که با دومی خيلی بيشتر موافقم وبيشتر احتمالش رو ميدم.و به عنوان يه بازديد کننده ميام و نظر ميدم.خلاصه هر کی ميخواد جای من رو بگيره از امروز اسم نويسی شروع ميشه.بياد ثبت نام کنين اگه رد صلاحيت نشدين از تابستون بياين با حامد ما کار کنين (منظور از اين کار ،مطلب نويسی هست)

                                                  شرايط ثبت نام کنندگان

۱)مونث باشيد  .  ۲)زير ۳۰ سال باشيد .  ۳)سه قطعه عکس .      ۴)فتوکپی شناسنامه.  ۵)اجازه ی ولی (آقا ولی ماست بند سر کوچه رو ميگما).           ۶)اجازه ی شوهر ،مادر شوهر، خواهر شوهر و کليه جد و آباد شوهر(در صورت عدم وجود شوهر ايميل بزنين بگم جاش چی بيارين)   ۷و۸ بماند برا بعدا(متعاقبا اعلام خواهد شد)   

۹)اينکه قبول کنی من هم يه زمانی اينجا بودم تا اومدی سريع از تو بچه مثبت ها لينک مهشيد سافت رو حذف نکنی.۱۰)اينکه مواظب اين يه دونه ی من باشی چون واقعا يه دونست.

واسه منم لطفا معرفت نزار وسط پس فردا بيام ببينم همه نوشتين نه خودت بنويس واينا اين ثبت نام کاملا يه موضوع جديه.پس يا علی بسم اللّه(منم برات آرزوی موفقيت ميکنم )