از بلاگ تا کربلا
 
عنوان بی عنوان
ساعت ٤:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

سلام

مدت زيادی نيست که با وبلاگ مادر سپيد (مادر يک روشندل ) آشنا شدم . وبلاگی که دل مشغولی ها و خاطرات و صحبتهای يک مادر را بيان می کنه . مادری پر از دغدغه اما با روحيه ی بسيار خوب . ( تعريف نمی کنم ها خودتون بريد ببينيد )

قسمتهايی از مطلب جديد ايشون را توی وبلاگم زدم . اگه کسی خواست متن کامل و مطالب ديگه اين وبلاگ را بخونه حتما به وبلاگ ايشون سر بزنه .

در ضمن حيفه لينک اين وبلاگ قشنگ و پربار توی وبلاگ شما عزيزان نباشه . از همه خوانندگان وبلاگ در پيت کشکول تقاضا می کنم در صورت صلاحديد لينک اين وبلاگ را هم به وبلاگشون اضافه کنند . خدا خيرتون بده الهی .الهی خدا يه زن خوب !!! بهتون بده .(البته بعيد ميدونم گير بياد )

تا اونجايی که من فهميدم اين مطالب از زبان حسن آقا (پسر روشندل خانواده) بيان شده ؛ پس خواهشا برای احترام به حسن آقا هم شده حرفهای قشنگش را تا آخر بخونيد .

اينم مطلب :

 

خوب من معرفيشون ميکنم . ( البته این عکس مربوط به کلاس امادگی مدرسه شهید محبیه که حسن سال قبل اونجا اتلاف عمر کرد .)مهران تپلی دست به سینه نشسته و عاشقانه نگاهت میکنه اون خیلی پسر خوبیه چون کمی بهتر از بقیه میبینه همیشه به بقیه کمک میکنه .
امیرحسین که کنار ایستاده ، لباس قرمزه اون باورش نمیشه که تو رو از نزدیک ببینه فکر کنم از امروز بشینه پای تلوزیون آخه اون تمرکز نداره تا حالا نتونسته 5 دقیقه پای تلوزیون بشینه .
اونی که مودب و خندون واستاده پشت سرت علی پنجه ایه کلی پز میده که تو رو تو صدا سیما زیاد میبینه .
لباس قهوه ایه هم منم دارم نخود لوبیا جدا میکنم .
اون پسر کپله که غمگین پشت سر پسر قهوه ایه وایساده خوابگاهیه همون کوچولوهه ، امروز اینقدر گریه کرده بود که آوردنش کلاس ما ! دلش برای مامانش تنگ شده بود فقط 8 سالشه طفلکی !
راستی عمو دوستم محمد هم که میگن اوتیسم داره هم تو رو شناخته بود . همونی که بالای سرت وایستاده و لباسش آبیه !
عمو پورنگ بازم پیش ما میایی ؟؟؟ ما خیلی دوست داریم . به دوستات به همکارات بگو بچه هایی هستند که همیشه برنامه کودک ها رو با چشمان کاملا باز میبینن کودکانی هستند که مادراشون حتی پلنگ صورتی و تام و جری رو براشون تعریف میکنن و اونا هم با لذت گوش میدند . کودکانی هستند که نمیتونن رنگها رو ببینن اما میتونن بشنوند به دیده شدن احتیاج دارند چون ایام کودکیشان در انزوا سر میشود . بگو که دیده شدن ما در تلوزیون ترحم انگیز نیست بگو که ترحم با توجه چقدر تفاوت داره بگو . ما خسته شدیم از بس همه جا ما رو نشون دادند و گفتن ببینید مردم ( عادی ) دست نداره چشم نداره پا نداره ... قدر سلامتیتونو بدونید .... خدا رو شکر کنید این طوری نیستین ... آخی .... ببین بچه چه درسشو خوب میخونه .... ما شدیم آینه عبرت .. خسته شدیم . تو رو خدا ما رو باور کنید همون طور که برای بچه های عادی مسابقه میزارید اونا رو دعوت میکنید به برنامه هاتون براشون فیلم و کارتون و نمایش درست میکنید به ما هم توجه کنید برای ما هم برنامه درست کنین . به خدا ما هم آدمیم آدمای کوچولو که دل دارند و دلشون میخواد بقیه هم اینو بفهمند . عمویی تا عمر دارم این روزو فراموش نمیکنم بالاخره یکی منو و دوستامو فقط به خاطر خودمون دید .
عمو پورنگ باور کرده ای مگر نه !