از بلاگ تا کربلا
 
نسل اول - نسل دوم - نسل سوم
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

سلام عليکم و رحمه الله

فقط مقدمتا يه جمله در مورد مطلب اين دفعه  بگم و برم سر اصل مطلب . می خوام نسل اول و دوم انقلاب را با نسل سوم يه جوری ربطشون بدم . خسته شدم از بس گفتند نسل ۳ (که اگه خدا قبول کنه بنده هم جزشون به حساب ميام ) از نسل اول و دوم دور شدند . اگه کسی احيانا متوجه شد که من چی گفتم با ايميل بهم اعلام کنه . اخه خودم که نفهميدم چی شد . (مثل اينکه اين يه خط ما نميخواد تموم بشه) .

نسل اول و دوم ـ جبهه ـ اصطلاحاتی که جوانان در اون زمان در جبهه به کار می بردند .

تاکسی سرويس : دمپايی و کفش کتانی که هر کس رسيد پاش می کرد و صاحب نداشت .

تانک زدن : محتلم شدن . بچه هايی را که متحلم می شدن ( اگه کسی نفهميد بره از يه حاج اقا بپرسه ) با اين عبارت دست می انداختن . يعنی کار مهم و پر زحمتی انجام داده ای . خدا قوت .

دفترچه خاطرات : سفره ی غذا ـ چون هر وقت سفره غذا باز می شد جای پا و آثار همه غذاها ی روزهای هفته در آن بود .

گاز شرم آور : بوی تعفن ـ بود بد ناشی از کثيف بودن بدن ، لباس و جوراب

ضد رتيل : بوی تعفن پای کثيف که از روی ناچاری و عدم دسترسی به آب مدت زيادی در پوتين مانده بود و بو گرفته بود . کنايه از اينکه رتيل و عقرب هم با آن جان سختی ، دوام نمی آورند .

شناسنامه : شورت يا لباس زيری که اختصاص به خود فرد دارد و قابل انتقال نيست و مثل شناسنامه منحصر به فرد است .

حسين شخمی ـ حسين صافکار : صدام حسين - رئيس بعث عراق ، او که شهرها و روستاهای بی شماری را با مردم ساکن آنها با خاک يکسان و صاف می کرد .

صافی آشپز پاره شده : در جايی به کار می رفت که غذايی که آشپز پخته بود ، گوشت زيادی داشت .

و اما نسل سه ـ جوانان

برای به کار بردن اصطلاحات مربوط به "فريب دادن " و "فريبکاران " : دودره کردن ، سرپيچ را به دست کسی دادن ، مخ کسی را تيليت کردن

برای به کار بردن اسامی جنس مخالف : زاخار ، زيدوفسکی ، دوخی ، تصادفی ، کينگ کونگ

برای به کار بردن اصطلاحاتی مبنی بر امنيت و حفظ اطلاعات : آنتن ، کاکتوس ، کيو دادن ، ريسيور ، سات لايت ، شيرين پلو ، آمار گرفتن

برای به کار بردن ابراز عواطف و احساسات : برای يکديگر لاو ترکاندن ، تو کار کسی بودن ، فاز دادن ، تريپ لاوی شدن ، آمار دادن ، حال پخش کردن و ...

برای به کار بردن اصطلاحاتی مبنی بر مزاحم بودن يک شخص : آويزان ، تاول ، زيگيل ، کليک کردن ، سريش ، گير سه پيچ

در حوزه نام اشخاص غير متجدد (قديمی) : ابوالحسن ، اشکول تپه ، اف جی اس ، ام الجواد ، فول جواد سيستم ، جوات مخفی ، منيجه ، رپ مخفی و  ...

شلوار گشاد چند ساسونه و دارای فاق بيش از حد بلند : شلوار خانواده ، شلوار جوادی ، شلوار حمزه

در مورد نام افراد کودن و خنگ : چت اوغلی ، دامبولی ، شيويل ، دو نبش ، شلغم ، چپول ، دنبه ، قاق و غضنفر و ...

نام خودروها : پژو حسرتی ، پژو کارمندی ، جواد مخفی (پژو آردی ) ، حاصل ازدواج فاميلی (ژيان) ، جا صابونی (رنو) ، کوالا ، اپل عقب افتاده و دوو منگل (ماتيز) ،عروس دهاتی (پژو پرشيا ) ، رنو تحصيل کرده

افعال و ترکيبات مربوط به حالات روانی : اعصاب کسی را تيليت کردن ، بی کلاج ، تو حس بودن ، روغن ريزی داشتن ، قاط زدن و  ...

 

(ببخشيد ديگه درباره اين مطلب کمبود عکس داشتيم)

اين محمد آقای صميمانه هم بعد از مدتها يه مطلب قشنگ انگيزناک توی وبلاگشون نوشتند ، اگه بخونيد ضرر نمی کنيد .