از بلاگ تا کربلا
 
اگه حسين ما نبود عشق اين همه زيبا نبود !!!
ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳ فروردین ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

سلام

اگه توی اين مدت توی وبلاگ ما دقت کرده باشيد هنگام کامنت يا نظر دادن نوشتم که اشکم را در آورديد . ولی يه ضرب المثل معروف هست که می گه گهی زين به پشت و گهی پشت به زين . حالا من می خوام اشکتون را در بيارم !!!!!!! اشکالی که نداره ؟؟؟

نه جون حامد نترسيد . اينجا لس آنجلس يا کاليفرنيا نيست . اينجا اروپا و آمريکا نيست . تهرون خودمونه . بغل گوشمون . همين چند هفته پيش . شام غريبان امام حسينه .

من نمی دونم چرا اين آقايون مداح نميان اين مصيبت ها را برای مردم بخونند . چرا نميان بگن که مظلوميت و غربت امام حسين (ع) هنوز هم هست .

حيف که قول دادم که توی اين وبلاگ به هيچ عنوان سياسی ننويسم . حيف . وگرنه می دونستم چی بنويسم.

باور کنيد روم نمی شه هيچی بگم . دارم از خجالت می ميرم . يا امام حسين .

دختران و پسران جوان در خيابان اطراف ميدان محسني به صورت جمع هاي سه , چهار نفري گردهم آمده و مشغول گفتگو كردن و خنديدن بودند.


 برخي پسران بلند گيسو نيز علنا و به صورت آشكار دختران را در آغوش گرفته و صحنه هاي زشت و غيراخلاقي به وجود آوردند.

پس از اجراي اين نمايش چند دختر بي حجاب كه روسري هاي آنها افتاده بود , به خاطر اختلاف در مورد دوست پسر خود با هم درگير شدند كه با پا در مياني برخي پسران (!) اين درگيري خاتمه يافت .

عده اي از دختران به صورت زننده اي روي زمين ولو شده بودند و تعدادي ديگر از دختران و پسران در تاريكي اطراف ميدان و خيابانها در نور كم شمع , خلوت كرده بودند!

در مراسم پريشب نيز دختران و پسران لاابالي درحاليكه قهقهه سر مي دادند به بهانه شام غريبان , شمع روشن کردند .

چی شد اشکت در اومد يا نه ؟؟؟؟ بهت حق می دم .