از بلاگ تا کربلا
 
نيزه
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

بسم الله

ايام شهيادت سالار شهيدان تسليت باد

نيزه شکسته ها را کنار زد زينب

راستش يه زمونی وقتی اين شعر را ميخوندم می گفتم يعنی چی ؟

چرا شاعر گفته نيزه شکسته ؟ خوب می گفت نيزه ها را کنار زد زينب .

يه چند وقت گذشت و من به جوابم نرسيدم . يه روز داشتم فيلم روز واقعه را نگاه می کردم . اخر فيلم که شد و داشت شهدای کربلا را که روی زمين افتاده بودن نشون ميداد ديدم که باز نيزه های شکسته توی بدنهاشون هست .

ديگه اين دفعه بدجور گير دادم که حتما يه چيزی بايد باشه .وگرنه اينا که مرض نداشتن (هر چند که داشتن ) که نيزه را بشکنند .

هر چی مطالعه کردم نتونستم جواب اين مسئله را بفهمم .تا اينکه گذشت و گذشت و من از يه منبع غير رسمی شنيدم که علت اينکه نيزه ها را می شکستند اين بوده :

فرض کنيد که توی جنگ کربلا هر نفری را که با نيزه می کشتند يه قيمتی داشته . يعنی به ازای هر کدام از يارای امام حسين که شهيد می شدن عبيدالله بن زياد يه مبلغ کثيری را به اون طرف که اينا را شهيد کرده  می داده .

بنابراين مثلا وقتی يه نفر ۴ تا نيزه شکسته پيش عبيدالله می برده پول بيشتری نصيبش می شده .

دليل بعديش اين بوده که با به هم چسبوندن نيزه ای که توی بدن اين شهدا بوده و نيزه ای که در اختيار سربازان عبيدالله بوده معلوم می شده که مثلا اين يار امام حسين را کی شهيد کرده و به نسبت مقامی که اين شهيد داشته مژدگانی دريافت می کرده .

البته بازم می گم اينا من از يه منبع غير رسمی شنيدم و تاييدش نمی کنم . اگه کسی دليل ديگه ای داشت خوشحال می شم که بشنوم .