از بلاگ تا کربلا
 
داستان شهريار و شعر همای رحمت
ساعت ٤:٠۳ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
كه به ماسوا فكندي همه سايه هما را

 شهريار با حالت تعجب از من سؤال كرد كه شما از كجا خبر داريد كه من اين شعر را ساخته ام چون من نه اين شعر را به كسي داده ام و نه درباره آن با كسي صحبت كرده ام


آيت ا... العظمي مرعشي نجفي(ره) بارها مي فرمودند: «شبي توسلي پيدا كردم تا يكي از اولياي خدا را در خواب ببينم. آن شب در عالم خواب، ديدم كه در زاويه مسجد كوف

 ه نشسته ام و وجود مبارك مولا اميرالمومنين(ع) با جمعي حضور دارند. حضرت فرمودند: شعراي اهل بيت را بياوريد. ديدم چند تن از شعراي عرب را آورند. فرمودند: شعراي فارسي زبان را نيز بياوريد. آنگاه محتشم و چند تن از شعراي فارسي زبان آمدند. فرمودند: شهريار ما كجاست؟ شهريار آمد. حضرت خطاب به شهريار فرمودند: شعرت را بخوان؟ شهريار شعرش را خواند (شعر معروف علي اي هماي رحمت) .

آيت ا... العظمي مرعشي نجفي فرمودند: وقتي شعر شهريار تمام شد، از خواب بيدار شدم. چون من شهريار را نديده بودم، فرداي آن روز پرسيدم كه شهريار شاعر، كيست؟ گفتند: شاعري است كه در تبريز زندگي مي كند. گفتم: از جانب من او را دعوت كنيد كه به قم نزد من بيايد. چند روز بعد شهريار آمد. ديدم همان كسي است كه من او را در خواب در حضور حضرت امير(ع) ديده ام. از او پرسيدم: اين شعر «علي اي هماي رحمت » را كي ساخته اي؟ شهريار با حالت تعجب از من سؤال كرد كه شما از كجا خبر داريد كه من اين شعر را ساخته ام، چون من نه اين شعر را به كسي داده ام و نه درباره آن با كسي صحبت كرده ام.


مرحوم آيت ا... العظمي مرعشي نجفي به شهريار مي فرمايند: چند شب قبل من خواب ديدم كه در مسجد كوفه هستم و حضرت اميرالمومنين(ع) تشريف دارند. حضرت، شعراي اهل بيت را احضار فرمودند: ابتدا شعراي عرب آمدند. سپس فرمودند: شعراي فارسي زبان را بگوييد بيايند. آنها نيز آمدند. بعد فرمودند: شهريار ما كجاست؟ شهريار را بياوريد! و شما هم آمديد. آنگاه حضرت فرمودند: شهريار شعرت را بخوان! و شما شعري كه مطلع آن را به ياد دارم، خوانديد.

شهريار فوق العاده منقلب مي شود و مي گويد: من فلان شب اين شعر را ساخته ام و همان طور كه قبلاً عرض كردم، تاكنون كسي را در جريان سرودن اين شعر قرار نداده ام.

آيت ا... العظمي مرعشي نجفي (ره) فرمودند: وقتي شهريار، تاريخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن ساعتي كه شهريار آخرين مصرع شعر خود را تمام كرده، من آن خواب را ديده ام.

ايشان چندين بار به دنبال نقل اين خواب فرمودند: يقيناً در سرودن اين غزل، به شهريار الهام شده كه توانسته است چنين غزلي با اين مضامين عالي بسرايد. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (ع) است.» 
                                                      

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
كه به ماسوا فكندي همه سايه هما را
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
به علي شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سر چشمه بقا را
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه  دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
برو اي گداي مسكين در خانه علي زن
كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
به جز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من
چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا


 وبلاگ کشکول طنز هم آپ ديت هست حتما تشريف بياريد

 خاطره بامزه کربلايی حامد