از بلاگ تا کربلا
 
نه همين لباس زيباست نشان آدميت يا نه، همين لباس زيباست نشان آدميت!!!!
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

سلام .

۱- جدی خوشتون اومد . جون حامد کيف کردين . اين همه دولت و مقامات سياسی و مردم و ... به موسسه نشنال ژئو گرافيک به خاطر تغيير نام خليج فارس به خليج عربی اعتراض کردن اما اين موسسه انگار نه انگار . اما بعد از اعتراض وبلاگ کشکول جوانی به اين موضوع و تهديد به پرتاب کشکول به سمت آنها سريع از موضعشون عقب نشانی کردن و با عذرخواهی از ملت و دولت ايران سريع اون اشتباهاتشون را جبران کردن و در نقشه جديدشون اسم خليج عربی را حذف کرده و جزاير سه گانه ايران را متعلق به ايران دونستند و ... . به هر حال جذبه است ديگه . من و مهشيد که اينجا کم الکی نيستم .

۲- بازم قرعه آپ ديت کردن وبلاگ را به دوش من ديوانه (ببخشيد اشتباه شده ) به دوش من عاقل و بالغ زدند . تو رو خدا يکی به اين مهشيد يه چيزی بگه . هر وقت ما می گيم بيا بشين وبلاگ را آپ کن ايشون ياد درس و کنکور و تحصيلات عاليه می افتن . از من نشنيده بگيريد ولی دوست دارم حسابی حالش را بگيريد . يهو حال من را نگيريد ها . هی تو کامنتاتون ننويسيد اين حامد عتيقه چقدر مطلب می نويسه ديگه مطالبش تکراری شده . يه جوری باشه که نه سيخ بسوزه نه کباب . يه جوری حاليش کنيد که بابا نوبت بايد رعايت بشه .

۳- اينم چيز مهمی نيست ولی آمار وبلاگ از ۲۰۰۰ نفر هم گذشت . اميدواريم با مطالبمون بتونيم بيش از پيش موفق عمل کنيم (يکی بياد اين هندونه ها را جمع کنه)

و اما مطلب اين هفته :

 

نسيم .ر" دخترى که مانتوى فسفرى رنگى به تن دارد و روبه روى ويترين يک
کفش فروشى ايستاده و با حسرت به کفش هاى رنگارنگ چيده شده در ويترين نگاه
می کند درمورد دليل انتخاب رنگ مانتويش به خبرنگار ايرنا گفت : وقتى مانتوى
مشکى می پوشم ، دلم می گيرد.
وى بااشاره به اينکه ناچاريم توى مدرسه از رنگهاى تيره استفاده کنيم ،
افزود : وقتى اين مانتو را خريدم ، مادرم گفت که بايد به آبروى خانواده
اهميت بدهم ، اما هر چه فکر کردم نتوانستم بفهمم که آبروى خانواده ام چه
ربطى به رنگ مانتوى من دارد؟
" مريم .غ " دختر۱۷ ،۱۸ ساله اى که با پوشش چادر در حاشيه خيابان
قدم می زد به خبرنگار ايرنا گفت : دليل ندارد که به بهانه آزاد بودن
جوانان ، از هر رنگى که دلمان می خواهد استفاده کنيم . چه اصرارى است که
از رنگهاى تند و زننده که باعث جلب توجه و تحريک نامحرم می شود ، استفاده
کنيم ؟
وى ادامه داد : در کشور ما ، رعايت بسيارى از مسايل به حساب قيد و
بند و سلب آزادى گذاشته می شود درصورتى که معلم جامعه شناسى ما می گفت که حتى در کشورهاى غربى هم مقرراتى بايد از سوى مردم رعايت شود. 


" اکبر. م " فروشنده يکى از مانتوفروشی هاى وسط شهر تهران در اين باره
گفت : من قبلا توى کار خريد و فروش لباس جين بودم ولى يکى از دوستانم
سفارش کرد که توليدى مانتو راه بياندازم چون کار سودآورى است .
وى افزود : اکثر مصرف کننده اين صنف را دختران جوان تشکيل می دهند که
به محض ديدن رنگ و مدل جديد مانتو، خانواده را تحت فشار قرار می دهند تا
مانتو جديدى بخرند.
وى در پاسخ به اين پرسش که آيا هيچ محدوديت و معذوريتى در خصوص عرضه
رنگ و مدل مانتو نداريد ؟ گفت : گاهى سخت می گيرند و از اداره اماکن يا
اتحاديه ، برايمان بخشنامه می فرستند اما خيلى زود تب اين سخت گيريها به
عرق می نشيند و باز هم ما با خيل عظيم دختران جوانى مواجهيم که درخواست
مانتوى جديد را دارند.
دلشان می خواهد شاد باشند. چرا ما با آنان ! وى افزود : جوانند ديگه
مقابله کنيم ، ضمنا ما ناچاريم براى رونق کارمان به تقاضاى خريدار توجه
کنيم . ما مانتوى بلند می آوريم ، خريدار درخواست می کند آن را کوتاه کنيم
و يا رنگ مشکى و سورمه اى می آوريم ، خريدار رنگ روشن می خواهد. اين وسط
گناه ما چيست ؟
فروشنده ديگرى دراين باره گفت : من خودم دختر جوان دارم و به او
اجازه نمی دهم که از اين مدل مانتوها بپوشد ، اما ما نمی توانيم در فرهنگ
مصرف مردم دخالت کنيم و در اين مورد بايد به مردم آموزش داد و کار فرهنگى کرد.
" ايرج . پ " افزود : با برخورد تند و دولتى ، کارى درست نمی شود، بايد
دستگاههاى مسوول بنشينند يک مد را مطابق با فرهنگ و سليقه ايرانى که
داراى جذابيتهايى براى جوانان نيز باشد ، طراحى کنند و به جوانان عرضه
کنند.
وى تاکيد کرد که هر طرحى بايد جوان پسند باشد و بتواند توجه قشر
جوان را به خودش جلب کند.
وى در پاسخ به اين سووال که چرا با وجود اعتقادش به نادرستى عرضه
اين نوع پوشاک ، به فروش آن مبادرت می کند؟ گفت : ناچارم چون اگر ويترينم را مطابق مد نچينم ،نمی توانم جوابگوى تقاضاى مشترى باشم و ورشکسته می شوم .
وى افزود : براى تغيير اين رويه ، بايد به توليدکننده خط داد زيرا
با کنترل فروشنده کارى درست نمی شود.


راستی نظر شما چيه ؟