از بلاگ تا کربلا
 
کلاس ازدواج
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ امرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

من ؟ من ؟ من برم با این دختره ازدواج کنم ؟

حرفا می زنی ها .

این باباش سوپوره ، این باباش فراش مدرسه است ، این باباش کارگره ، این باباش آبدارچیه ، این باباش ...

من دوست دارم با دختری که ازدواج می کنم حداقل باباش فوق پروفسورا داشته باشه . اینا به درد من نمی خورن .

من فردا جلوی در و همسایه و فامیل چطوری می تونم سرمو بلند کنم ؟

آقا پسر تند نرو . فکر کردی خودت کی هستی که اینجوری با غرور حرف می زنی ؟ فکر کردی بابای خودت چی کاره است ؟ تاجره ، مهندسه ، دکتره ، رئیس جمهوره ؟ به فرضم رئیس جمهور ، این شد واست افتخار ؟

 حالا چون بابای دختره موبایل نداره ، واست شده افت کلاس؟ حالا چون خونه ی دختره مبل نداره ، تو نمی تونی تو فامیل سرتو بلند کنی ؟ چون بابای دختره صبح تا شب می ره کارگری می کنه ، نمی خوای با یه دختر با حیا ازدواج کنی ؟ خاک تو سرت کنند . نه خاک حیفه . گِل تو سرت . اینجوری شاید یه چیزی بخوره تو سرت و عقلت بیاد سرجاش. 

اصلا می دونی چقدر دختر به خاطر همین طرز تفکر غلط تو و خانواده ات هیچ کس نمی ره خواستگاریشون ؟ البته واسه پسرا هم این قضیه صادقه ، ولی نه به این شدت . چون پسرا شغل خودشون خیلی اهمیت داره تا شغل پدرشون .

 لیسانس داری ؟ خب که چی ؟ الان خیلی عالم شدی رفتی لیسانس گرفتی ؟ اونم مدارک کشور ما . می خوای اسم انواع دانشگاهها رو واست بشمارم تا از خجالت دیگه اسم لیسانستو جایی نبری ؟ دو هزار جور دانشگاه داریم . آخه دیوونه بیا برو زندگیتو بکن . واسه چی اینقدر زندگی رو واسه خودت سخت می کنی . خدا شاهده من اگه دختر مورد علاقه ام بچه یه مرده شور هم باشه می رم خواستگاریش . بدون که من هیچ حرفی رو چاخان نمی کنم و بهش اعتقاد دارم . 

آخ ببخشید یادم نبود کلاسمون به هم نمی خوره . البته تو شاید کلاست نخوره . هر چی باشه دو تا پیتزا از ما بیشتر خوردی ، ولی داداش ما کلاسمون به مرده شور هم می خوره . بچه ناف پائین شهر . اصلا گور بابای کلاس . 

کلاس چیه ؟

بذار من یه تعریف از کلاس بکنم ببین درسته یا نه ؟

کلاس یعنی تو بالای شهر زندگی کنی ولی دختره پائین شهر .

کلاس یعنی تو رو مبل بشینی ولی دختره رو فرش و موکت .

کلاس یعنی تو پیتزا و جوجه و مرغ کوفت کنی و دختره سیب زمینی و تخم مرغ و قیمه بخوره .

کلاس یعنی تو دانشگاه آزاد بری و دختره دانشگاه دولتی .

کلاس یعنی تو بری مدرسه غیر انتفاعی و دختره مدرسه معمولی .

کلاس یعنی اینکه تو پژو 816 ! سوار شی و دختره با اتوبوس بره این ور اون ور .

 کلاس یعنی شما جوونی هات GF داشتی و با هم کافی شاپ رفتیدولی دختره  BFنداشته .

کلاس یعنی هزار تا این شنگولک بازی های دیگه .

خداییش حالا که فکر می کنم می بینم راست می گی . اگه کلاستون به هم نخوره اخرش باید طلاق بگیرید .

خیلی وقتها می شینم سر افکار عقایدم با یه افکار مخالف که اونم ساخته و پرداخته ذهن خودمه بحث و جنگ و دعوا می کنم .

تا حالا هیچ وقت مناظراتی که با خودم داشتمو ننوشته بودم . این برای اولین بار بود . جالبه همیشه حق با منه ولی بازم من کوتاه میام .

حالا که اینجوری شد می رم خواستگاری یه دختر کارگر و خوشبخت هم می شم تا حالشو بگیرم . حالا ببین . البته هنوز خیلی زوده ، منظورم 5-6 سال دیگه بودا . تازه اگه خانواده دختره قبول کنه که خیلی بعیده .