از بلاگ تا کربلا
 
 
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ٥ آذر ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

(((کودکان آن چنان نمی شوندکه ما میخواهيم آن چنان می شوند که ما هستيم)))

واقعا چرا اينجوريه؟ چرا بايد يه بچه ای بشه امام خمينی و يکی بشه مايکل جکسون!  .... يکی بشه مقدس اردبيلی که به چه معرفتی برسه ولی يکی بشه صدام!! 

مگه همه ی بچه ها وقتی به دنيا ميان  پاک نيستند؟ مگه نمی گن وقتی بچه به دنيا مياد انگار مادر هم دوباره متولد می شه؟ پس چرا کسی که می تونه به يه موجود پاک هويت ببخشه خودش.......

بزرگی می گفت: می دونين چرا ايران عقب افتادست. چون زن ايرانی عقب افتادست. اگه هر زن ايرانی فقط چند درصد از وقتی که توی بوتيک ها     می گذروند رو  کتاب می خوند می دونی چی می شد؟ اگه اینقدر به همه چيز از بعد تجمل نگاه نمی کرد چی می شد؟ مگه فاطمه ساده زندگی نکرد؟ اگه فاطمه نبود مگه حسين بود؟  .......

از مادر مقدس اردبيلی پرسيدند: چی شد بچه ات به اينجا رسيد؟ چه جوری اونو تربيت کردی؟ گفت: من می خواستم امام صادق تربيت کنم شد مقدس اردبيلی....

واقعا چند تا مثل مادر دکتر حسابی دکتر شريعتی دکتر الهی قمشه ای  استاد مطهری يا هزاران نفر ديگه هست يا اصلا چند تا کافيه؟

 

شايد بگی نه! اينا نابغه بودن باشه تا حدی درست ولی هوش و استعداد يه چيزيه که خدا ميده ولی بايد تو راهه درستش قرار بگيره اون وقته که شکوفا ميشه وبه بار می شينه....

توی زندگيه همه ی افرادی که به درجه ی بالايی رسيدند دقيق که نگاه کنی ميبينی که همش معرفته همش نوره همش عشقه همش حقه....

کسايی تو زندگی موفق اند که دو بال ايمان و علم رو با هم دارند. بدون ايمان علمت فايده نداره و بدون علم ايمانت به يقين نميرسه  ....

بعضی ها  تو لحظه به لحظه های زندگيشون حساب شده کار می کنن چون معتقدند زندگی مثل يک بستر روده ديروز می ريزه تو امروز امروزم می ريزه تو فردا همه چيز زنجير وار به هم وصله . بايد رو بچه کار کرد ثانيه به ثانيه زندگی بچه آموختنه ولی بازم بعضی ها کار می کنن ولی نميشه .. شايد کارشون کاقی نيست شايد هم عوامل ديگه ای باعث اين کار بشه .ولی......